دوشنبه آوریل 19, 2280

گزارش پنجمین کنفرانس علمی کانون مطالعـات و پـژوهشهای خراسان در لنــدن

به ادامه راه اندازی کنفرانس ها و سیمینارهای علمی از سوی کانون مطالعات و پژوهشهای خراسان در لندن، پنجمین کنفرانس این کانون تحت عنوان: “پاتریمونیالسم و نهاد سازی در افغانسان: نمونهء بلخ” به اشتراک بیش از ۱۰۰ تن از دانشمندان، فرهنگیان و دانشجویان مقیم بریتانیا به تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰ در تالار خلیلی مدرسهء مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن برگزار گردید.

برای گــزارش بخش قـــارسی بــی بــی ســی در مــورد بــه اینجــا اشــاره فــرمائید!

حسیب عمار پژوهشگر اقتصاد سیاسی توسعه در مدرسهء مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن و سخنران اصلی این نشست، نتایج تحقیقات علمی و تاریخی خود در مورد ریشه های رفتار پاتریمونیال دولتمردان افغان، و چالشهای نهادینه ساختن تعاملات رسمی درافغانستان، را با حاضرین در میان گذاشت.

برنامه به گردانندگی عبدالواحد پولاد عضو کانون مطالعات و پژوهش های خراسان آغاز گردید. آقای پولاد ضمن تاکید بر نقش کانون به عنوان زمینه ساز بحث های علمی و پژوهشی در مورد مسایل عمده افغانستان و پذیرش دیدگاه ها و افکار مختلف، از آقای عمار به خاطر پذیرفتن دعوت کانون برای سخنرانی و از حضور گرم مهمانان سپاسگزاری نمود.

سپس عنان سخن به آقای عمار سپرده شد. وی با ابراز سپاس از کانون در برگزاری این نشست علمی با استفاده از روش های علمی مدرن برای سخنرانی در دانشگاههای بریتانیا وغرب، بحث و یافته های خود را ارائه نمود. حسیب عمارصحبت خود را با این پرسش آغاز کرد که چرا بلخ را به عنوان محور اصلی پژوهش خود انتخاب کرده است.

اوچند دلیل را درپاسخ به این پرسش برشمرد. ازجمله: مهار خشونت وبرقراری ثبات ونظم نسبتا مستحکم، شگوفائی نسبی اقتصادی وتجاری، انجام اصلاحات اداری، وتلاش برای شایسته سالاری که تاحد زیاد توأم با نهادینه شدن رفتاربرخی از ادارات دولتی دراین ولایت می باشد. پدیده ای که درشمارزیادی از ولایات افغانستان کمتر ملاحظه می شود.

پژوهشگر در سخنرانی سه ساعته ی خود تلاش کرد تا با استفاده ازنظریه ء “نظم دسترسی محدود Limited Access order ” پدیده ی بلخ را تحلیل نماید. او ابتدا به توضیح مفاهیم پاتریمونیالسم ونهاد سازی پرداخت واینکه چرا برغم تلاشهای جامعه ی جهانی وصرف ملیاردهای دالر برای نهاد سازی ونهادینه کردن تعاملات رسمی درکشورهای پس از جنگ و درمعرض جنگ، از جمله افغانستان، عراق، کامبوج وبیشترکشورهای آفریقائی، رفتارمقامات وادارات دولتی دراین کشورها همچنان پاتریمونیال است.

آقای عماربا تکیه برادبیات اقتصاد سیاسی، چنین استدلال نمود که درغرب، قرنها طول کشید و بسا جنگهای خونین وکشمکشهای تلخ پشت سرگذاشته شد تا اینکه نهاد های رسمی عقلانی-قانونمند ریشه گرفتند وتعاملات رسمی ورفتار دولتمردان نهادینه شد. علاوه براین، این نهادها ریشه های عمیق درسنت وفرهنگ این کشورها دارند ومهم تر از همه براساس نیازمندیهای ساکنان این سرزمینها ساخته وهمزمان با رشد سرمایه داری تقویت یافته اند.

بنابراین، به گفتهء حسیب عمار این یک توقع غیرواقع بینانه خواهد بود که انتظارداشت، درکشورهای پس ازجنگ، که فضای ترس ووحشت وبی اعتمادی همچنان درآنها حاکم است، و برای سالها مردم درآنها، با رفتار پاتریمونیال، فرهنگ وارزشهای متفاوت خو گرفته اند، نهادهای عقلانی-قانونمند دریک شبه فعال ورفتار دولتمردان نهادینه شود، و مردم به نهادهای رسمی نوپا باور پیدا کنند.

پژوهشگردر ادامه به روند تاریخی نهاد سازی درافغانستان پرداخت وگفت، این دشوارخواهد بود که شما افغانستان شناسی را سراغ داشته باشید که رفتار حکومت و سیاستمداران افغان را پاتریمونیال توصیف نکرده باشد. او افزود، درمورد افغانستان بیشتر از نهاد گریزی صحبت می شود تا نهاد گرائی ونهاد باوری. آقای عمار استدلال کرد که ظهور وایجاد نهادهای عقلانی- قانونمند ودیوان سالاری نیرومند درکشورهای توسعه یافته، چه درغرب ویا درکشورهایی آسیایی مانند جاپان وکوریایی جنوبی، با رشد سرمایه داری، توسعه تجارت، ایجاد یک نظام مالیات نیرومند وپایدار، ویک اقتصاد کاملا پولی ارتباط نا گسستنی داشته است.

به باور آقای عمار، شواهد تاریخی نشان می دهد که اززمان ایجاد ساختار “دولت مدرن” درافغانستان درزمان امیرعبدالرحمن خان دراواخرقرن نوزدهم تا پایان قرن بیستم، چنین شروطی در این کشور فراهم نشده وتلاش جدی نیز برای فراهم کردن آنها انجام داده نشده است. بطور مثال، او با ارائه ارقام وآمار توضیح داد که دردههء ۱۹۷۰ دولت افغانستان تنها نزدیک به ۲% مالیات مستقیم ازمردم جمع آوری می کرد.

پس از این بحثهای مقدماتی پژوهشگر به موضوع بلخ و عوامل محلی، ملی وخارجی که به صعود عطا محمد نور به عنوان فرد قدرتمند شمال افغانستان کمک کرده است پرداخت. حسیب عمارضمن تأکید برنقش محوری شخصیت آقای نور در برقراری ثبات ونظم دربلخ، براین نکته تأکید کرد که نباید به نظم موجود دراین ولایت به عنوان محصول تلاش یک فرد نگریست. او با تطبیق نظریهء “نظم دسترسی محدود” بروضعیت دربلخ، استدلال کرد که یکی ازعوامل مهم مهارخشونت دراین ولایت رانتی است که درنتیجه انحصار فعالیتهای اقتصادی وتجاری درمزارشریف توسط افراد وگروههای قدرتمند و پرنفوذ، به دست می آید. به باور او، ازیکسو این افراد، دررانت بدست آمده شریک می شوند واز سوی دیگر این رانت، مانع آن می شود که افراد خشونت پیشهء بالقوه، دست به خشونت بزنند. چراکه خشونت جلوی تولید رانت را می گیرد ودر نتیجه این به منفعت آنها است که نظم موجود را حفظ کنند. همزمان تولید رانت امکان پذیرنخواهد بود اگردسترسی به فعالیتهای اقتصادی وتجاری محدود به افراد پرنفوذ وهمپیمان محدود نشود.

با این حال، این پژوهشگرتأکید نمود که رانت تنها عامل حفظ ثبات دربلخ نیست. به گفته ی اوبسیاری از شخصیتهایی ملی که نقش اصلی درحفظ نظم موجود دربلخ دارند، به دنبال رانت نیستند و ساده لوحی خواهد بود که تأثیر بزرگ عوامل سیاسی واجتماعی را نادیده گرفت. پژوهشگراما این ادعا را رد کرد که عوامل نژادی، مانند تاجک بودن آقای نوروجمعیت بزرگ تاجیکان دراین ولایت، نقش اصلی را درحفظ نظم داشته باشند. او گفت، درکنارتاجیکان، آقای نور درمیان پشتونها، ازبکها وهزاره های نیزافراد قدرتمند ِ وفادار وهمپیمان دارد که در حفظ نظم سهم کمترندارند.

آقای عمارگفت، می توان استدلال کرد که نظم موجود دربلخ، “نظم دسترسی محدود” است، چراکه همزمان با صعود آقای نور به عنوان فرد قدرتمند شمال، او وهمپیمانان اش توانستند، رقیبان خود، وافرادی را که تهدید بالقوه برای منافع آنها به حساب می آمدند، کنارزده ویا هم فعالیت آنها را مهارکنند، و دسترسی به امتیازات و منابع مهم را برای خود محدود سازند. به عقیده پژوهشگر، آنچه این افراد را به هم نزدیک نگه داشته، بیشترروابط پاتریمونیال است، تا روابط رسمی نهادینه شده. ولی او می افزاید که این نوع نظم تنها منحصربه بلخ نیست، بلکه در بیشترولایات افغانستان نیز برقرار است وبا توجه به نیروهای فعال اقتصاد سیاسی در افغانستان، ظهور چنین نظمی حتمی به نظرمی رسد.

پژوهشگرضمن بیان نتیجه گیری بحث خود گفت، این درست است که این نظم محدودیتهای را در بلخ ایجاد کرده وشاید بسیاریها را از دست یافتن به امتیازات برابرمحروم کرده باشد، اما همزمان شاید بتوان با قوت استدلال کرد که داده ها نظم موجود دراین ولایت در مقایسه با بسیاری ازدیگر ولایات افغانستان متفاوت، وبرای روند نهادسازی موثربوده است. آقای عمار گفت، درحال حاضراولویت درافغانستان تأمین امنیت می باشد، و به نظر می رسد که بلخ در مقایسه با بسیاری از ولایات افغانستان دراین زمینه بسیار موفق بوده است. مهار خشونت بدون شغل افزائی برای جنگجویان سابق وافراد تبهکاربالقوه نا ممکن به نظرمی رسد، و نظم موجود در بلخ ظاهرا چنین شرایطی را فراهم کرده است. آقای عمار گفت نهادینه شدن جمع آوری مالیات وعواید گمرکی دراین ولایت که از اهمیت بالای در روند دولت سازی برخورداراست، ازنتایج نظم ایجاد شده دربلخ است. درحال حاضرعواید داخلی و گمرکی بلخ نزدیک به سیصد ملیون دالر درسال می رسد که بلند ترین رقم درمیان همه ولایات افغانستان می باشد و بیش از یک سوم از تمام عواید داخلی افغانستان را تشکیل می دهد.

حسیب عمار گفت، با توجه به موقعیت جیوسیاسی، اقتصادی واستراتژیک بلخ ونقش برجسته آقای نور، این دشوار خواهد بود که از دیگرولایات افغانستان توقع کرد که با برقراری نظم شبیه به بلخ، عملکرد مشابه داشته باشند. اما اوافزود، نمونه ی بلخ این نکته را روشن می سازد که افزایش فعالیتهای اقتصادی، وشغل آفرینی، نقش مهمی درکاهش خشونت درافغانستان، خواهد داشت. این پژوهشگرگفت، درحال حاضر نیاز به آن است که تلاشهای جدی برای دگرگون ساختن اقتصاد افغانستان که بیش از هفتاد درصد آن زراعتی وتوسعه نیافته است، انجام داده شود تا میزان مالیات مستقیم افزایش یابد. این پژوهشگر گفت، افزایش مالیات از یکسو درخودکفائی دولت واعتماد آن در زمینه فراهم کردن بودجه برعواید داخلی، نقش سازنده خواهد داشت واز طرف دیگر، به ایجاد التزام وتعهد متبادل میان دولت وشهروندان یا خادم ومخدوم، کمک خواهد کرد. به باورپژوهشگر، این به نوبه خود دولت را مجبور خواهد ساخت تا به شهروندان پاسخگو باشد و زمینه تقویت پایه های نهادهای عقلانی- قانونمند وبالا رفتن اعتبارومشروعیت دولت، در دراز مدت فراهم گردد.

حسیب عمار استدلال کرد که ادامه وابستگی حکومت افغانستان به کشورهای خارجی درساختن نهادها و فراهم کردن منابع لازم برای پیشبرد پروژه ها، این احتمال را درپی دارد که انگیزه دولتمردان افغان برای جلب حمایت شهروندان از سیاستهای شان سست شود و درمقابل، شهروندانی که مالیات نمی دهند، ممکن است انگیزه ای برای به چالش کشیدن سیاستهای دولت درخود نیابند.

بخش دوم کنفرانس که بعد از یک وقفه نیم ساعته و صرف عصریه برگزارگردید، به پرسش و پاسخ اختصاص یافت. حاضران مجلس با مطرح نمودن سوال ها و دیدگاه های خویش به غنامندی بحث در یک فضای علمی وصمیمی افزودند و آقای عمار با حوصله مندی به پاسخ پرداخت.

کنفرانس ساعت ۵ بعد از ظهرآغازو ساعت نه شب پایان یافت. محتوای صوتی و تصویری کنفرانس به زودی از سوی کانون مطالعات و پژوهشهای خراسان در لندن خدمت علاقمندان به نشر خواهد رسید.

نشر شده در: اخبار و گزارشات

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.