روح طراوت

الیاس صبوری

 گهی در باغ و گاهی پیش دریا می نشستم

گهی چون لاله بر دامان صحرا می نشستم

به وصف لاله یی سرخی که دل را تازه میکرد

غزل میگفتم و بر تخت رویا می نشستم

به باغ خاطرم روح طراوت میدمیدند

کنار سبزه و گلهای زیبا می نشستم

گهی دنیای دل را تیره میکردم ز تشویش

و در یک خانه یی تاریک تنها مینشستم

 

نشر شده در: اشعار

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.