قلم

قلم

قلم بسیار بنویس از برایم

حدیث گفته و ناگفته هایم

دیگر من مونس و یاری ندارم

بگو حرفی ز قلب داغدارم

به اشکت صفحه را جان میدهی تو

تو هستی همدم شب های تارم

گهی از عشق میگویی گهی غم

رقم زن خاطرات و یاد هایم

مرا همدم بشو ای یار شیرین

در این ظلمت سرای شام تارم

تو آواز سخن سخن باشی برایم

ز آن ناگفته های بیشمارم

نشر شده در: اشعار

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.