جمعه آوریل 19, 8069

اگر انسان همین باشد

اگر انسان همین باشد

بریدم من زانسان ها اگر انسان همین باشد

برای قتل همنو عش همیشه در کمین باشد

«اقتلو لاآمنو» شد محوراندیشه اش

مرا کافر بخوان هرگا چنین اندیشه دین باشد

شاد بودن شاد زیستن رمزو راز زندگیست

چه باید کرد حیاتی را که سرتاپا حزین باشد

حذر باید زآن کیشی که ترساند ترا ازمرگ

به آئینی وفادار بود، بهشتش درزمین باشد

کنار افگن هیولارا که قهار است وهم جبار

پرستش باید آنرا که رئوف ونازنین باشد

بگفت سعدی بنی آدم زهم دیگر مجزا نیست

پس چرا ماخود کشیم وسرشت ما چنین باشد؟

ره ورسم توای جاهد بسوی «نفرت آباد» است

نرو حدادبه آن راهی که بانفرت عجین باشد

 مسعود حداد

نشر شده در: کليات شعر و ادب

بدون نظر.

نظر دهيد


Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.